نمی دانم
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گتویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
واو یکریز و پی در پی دم گرم وچموشش را در گلویم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را
من هم به عنوان یک ایرانی آزاد عاشق ایران و پیشینه ی زیبای آن با تمام دردهایش از ایزد یگانه
می خواهم که ایران ما را از شر این وطن فروشان/ بی ناموس/ بی غیرت/ بی دینو... نجات دهد.
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است این بار دشمن ز خود است وای بر ما که روح تو بی تاب است